صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم.
ولی تمام جعه های خوب من تهی زآمدنت.
غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان،
آمد وبرفت تو باز هم نیامدی .
صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم.
ولی تمام جعه های خوب من تهی زآمدنت.
غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان،
آمد وبرفت تو باز هم نیامدی .
در دوران غیبت امام عصر (عج ) , منتظران واقعی آن امام بزرگوار وظایفی را بر عهده دارند که می بایست با آگاهی کامل از آنها , فعالیتهای لازم را داشته و زمینه ظهور منجی عالم بشریت را فراهم آورند.
یاد امام زمان , دعوت برای شناخت امام زمان , دعا برای سلامتی امام زمان , دعا برای تعجیل ظهور آن حضرت , ندبه بر امام زمان , زیارت امام زمان , خودسازی و ایجاد شرایط لازم برای ظهور آن حضرت از جمله وظایفی است که برای منتظران واقعی امام زمان (عج ) مطرح شده است.
چند حدیث ویژه در خصوص نزدیکی به ظهور
رسول اکرم (ص) و امام علی(ع) : چون اولاد مرا مقهور می کنید، مانند بنی اسرائیل حیران و سرگردان می شوید. از کسی پیروی می کنید که مردم را به گمراهی سوق می دهد. ارتباط خود را با اهل جهاد در راه خدا قطع می کنید و بردشمنان آنان می پیوندید و چون وعده ها وبخششی که برای جلب رضایت شما داده اند آب شود. وقت امتحان و پاک شدن هرکس نزدیک شود و پرده بالا رود مدت انتظار پایان یابد وعده نزدیک شود. برای شما ستاره ای از جانب مشرق ظاهر شود که مثل ماه شب چهارده بدرخشد چون این علائم را دیدید توبه کنید و گناه را از خو دور کنید و بدانید که اگر از آن ستاره که از مشرق طلوع می کند پیروی کنید او شما را هدایت نماید و از گسستگی و تفرقه و چکنم چکنم نجات خواهید یافت.
از علائم نزدیک به ظهور
حادثه ی انفجار حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰
این علائم حتمی نیستند و دعا می کنیم که اینگونه باشد و مصداق ها درست باشند.
رسول اکرم (ص) پیرامون نشانه های نزدیک ظهور می فرمایند: در یک حادثه احتراق و انفجار ۷۲ نفر از شایستگان به قتل می رسند که سید و سالارشان مرد عظیم القدر است و او در شعله آتش بیدادگران کفر و نفاق می سوزد.
منبع : الشهید و الشهاده فی القرآن و الحدیث.
امام صادق (ع) فرمودند: مردی از قم خارج شده مردم را بسوی حق دعوت می کند. گروهی که دلهایشان چون قطعات آهن سخت است، در اطراف او گرد می آیند، حوادث آنها را مضطرب نسازد، ملول نشوند و دچار وحشت نگردند و بر خداوند توکل کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.
عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.
به تالار که رسید... دورترها ایستاد و گفت:
دخترم عروسیت مبارک! ولی ای کاش کاری می کردی تا من هم می توانستم بیایم...
گوشه ای نشست، دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد...